با سلام به شما دوست عزیز امیدوارم از وبلاگ من نهایت استفاده رو ببرید
لینک باکس هوشمند برای وبلاگ شما برای کپی گرفتن لینک باکس روی لینک زیر کلیک کنید
صفحه کد لینک باکس برای کپی گرفتن
این پست فعلا برای همیشه بعنوان اولین پست گذاشته شده
تعدادی عکس هم برای این وبلاگ بزارم تا خالی نمونه
ادامه مطلب
سجده
بدن شما به طور روزانه مقدار زيادي امواج الكترومغناطيس دريافت ميكند.
شما امواج الكترو مغناطيس را از طريق تجهيزات الكتريكي كه استفاده مي كنيد و نمي توانيد كنار هم بگذاريد دريافت مي كنيد.
همچنين از طريق لامپهاي روشن كه حتي براي يكساعت هم خاموش نمي شود.
شما منبعي هستيد كه مقدار زيادي امواج الكترومغناطيس دريافت مي كنيد.به عبارت ديگر شما با امواج الكترومغناطيس شارژ مي شويد بدون اينكه بفهميد!
سردرد دارید! احساس ناراحتي مي كنيد!
تنبلي در كار و درد در مكان هاي مختلف!
اين را فراموش نكنيد وقتي بعضي از اين علايم را احساس كرديد!
راه حل همه اينها چيست!!؟؟
يك دانشمند غير مسلمان (از اروپا) تحقيقاتي را شامل يافتن بهترين روش براي خارج كردن امواج الكترومغناطيسي كه به بدن آسيب مي رساند را انجام داده است.
با گذاشتن پيشاني تان بيشتر از يك بار بر زمين، زمين امواج الكترومغناطيس مضر را تخليه خواهد كرد!
اين شبيه اتصال زمین (eart) ساختمانهايي است كه احتمال برخورد سيگنالهاي الكتريكي (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طريق زمين تخليه شود.
بنابراين سر را بر خاك بگذاريد تا امواج الكتريكي مثبت تخليه شود!
آنچه اين تحقيق را بيشتر شگفت انگيز مي كند:
بهتر است كه پيشاني تان را بر خاك بگذاريد!
و آنچه شگفت انگيزتر است اينكه:
بهترين راه كه پيشاني تان را بر خاك بگذاريد حالتي است كه رو به مركز زمين باشيد چرا كه در اين حالت امواج الكترومغناطيس بهتر تخليه خواهد شد.
و بيشتر تعجب خواهيد كرد وقتي بدانيد بر اساس اصول علمي ثابت شده كه مكه مركز زمين است.
و كعبه درست مركز زمين است!
بنابراين سجده در نمازتان:
بهترين راه براي تخليه سيگنالهاي مضر از بدن است !
اين همچنين كمال مطلوب براي نزديكي به قادر مطلق است، او كه جهان را اينگونه خلاق آفريد !
قادر متعال همواره از ما چيزي را مي خواهد انجام دهيم كه براي خودمان مفيد و سودمند است!
موضوعاتي وجود دارد كه دليل انجام قطعي آن را نمي دانيم؛ اما دير يا زود ممكن است شما دليلش را پيدا كنيد!
ما به خاك نمي افتيم تا امواج الكترومغناطيس تخليه شود، بلكه براي اطاعت خداي قادر متعال سجده مي كنيم!
ما به فرمان خدا اعتقاد داريم كه هميشه در آن معرفتي است!
ايمان ما بخاطر آفريننده است!
او همه چيز را مي داند!
اما،از آنجا كه دليل علمي وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام مي دهند را ببينند؛
اين براي همه خوب است!
در هر حال شما بايد به خداوند متعال ايمان داشته باشيد و بدانيد هرآنچه براي او انجام مي دهيد بهترين براي شماست!
پرسش عشق
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:
بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن
گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق
گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن
گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن
گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن
گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد
گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن
گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن
پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
خیال خام
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و ماه راز بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود
گل شکفته خداحافظ اگر چه لحظه ی دیدارت
شروع وسوسه ای در من بنام دیدن و چیدن بود
اگر هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زاغاز به یک دگر نرسیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشنیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت ولی به فکر پریدن بود
خوش خیال کاغذی
دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطره ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج میکنی؟ عاشقم! با من ازدواج میکنی؟؟
اشک گفت:ازدواج اشک و دستمال کاغذی!!
تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما تو مچاله میشوی پس برو و بیخیال باش
عاشقی کجاست! تو فقط دستمال باش!
دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن نازک و سفیدش دوید خون درد
آخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال او با تمام دستمال کاغذی ها فرق داشت
چون که در میان خود قطره های اشک کاشت
اشعار فریدون مشیری
چون بوم بر خرابه دنیا نشسته ایم اهل زمانه را به تماشا نشسته ایم
بر این سرای ماتم و در این دیار رنج بیخود امید بسته و بیجا نشسته ایم
ما را غم خزان و نشاط بهار نیست آسوده همچو خار به صحرا نشسته ایم
گر دست ما زدامن مقصود کوته است از پا فتاده ایم نه از پا نشسته ایم
تا هیچ منتظر نگذاریم مرگ را ما رخت خویش بسته مهیا نشسته ایم
یکدم ز موج حادثه ایمن نبوده ایم چون ساحلیم و بر لب دریا نشسته ایم
آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر چون شمع نیم مرده چه زیبا نشسته ایم
ای گل بر این نوای غم انگیز ما ببخش کز عالمی بریده و تنها نشسته ایم
تا همچو ماهتاب بیایی به بام قصر مانند سایه در دل شبها نشسته ایم
تا با هزار ناز کنی یک نظر به ما ما یکدل و هزار تمنا نشسته ایم
چون مرغ پر شکسته فریدون به کنج غم سر زیر پر کشیده و شکیبا نشسته ایم
*******************************************************************
خلوت یک شاعر
کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
کاش به حرمت دل های مسافر هر شب
روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود
کاش دریا کمی از درد خودش کم میکرد
قرض میداد به ما هر چه پریشانی بود
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش سهراب نمیرفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
کاش دلها پر از افسانه نیما میشد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و میدانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
مرثیه ی اتحاد
نگاهت را در آینه می شکنند
لبانت را از کلام
تصویر لرزانی از سکوت
رویای مدفون ترانه هاست
میدانم ، تو را از دست هایت می شکنند!
حسرت ناسروده هایم را به چه زبانی بخوانم!؟
درد زخم هایم را به که گویم
راز شکستن استخوانم را چگونه فریاد زنم!؟
شهابی در سرزمین شقایقم
چگونه، بر کدام دفتر سپید نقش بندد
رعشه ی سکوتم.؟
چگونه بگویم، باور ام را نشکن!
تو را از دست هایت می شکنند
مرا در کلامم
آوار سوخته ی این خاکستر
سایه ی عقیم آفتاب است
باور نکن از ظلام بدرخشی
بیهوده از چهره ام نشویید
خاکستر کبود تولدم را
من بی جهت از تو شکفتم
در سرزمین عقیم اتحاد
تو را از دست هایت می شکافند
مرا از جگر ناسروده هایم!
شعری از برتولت برشت
راستی را...
راستى را كه به دورانى سخت ظلمانى عمر مىگذاريم
كلمات بىگناه
نابخردانه مىنمايد
پيشانى صاف
نشان بيعارىست
آنكه مىخندد
هنوز خبر هولناك را
نشنيده است
چه دورانى!
كه سخن از درختان گفتن
كم و بيش
جنايتىست. -
چرا كه از اينگونه سخن پرداختن
در برابر وحشتهاى بىشمار
خموشى گزيدن است!
...
کافه ترانه
با چشم های بی فروغ میون راست و دروغ خودمو گم می کنم توی این شهر شلوغ
پچ پچ آدمکها پس که توو هم می دووه دیگه فریاد منو سایه ام نمی شنووه
صدای زنجیر تو گوشم می خونه تو داری از قافله دور می مونی
سرتو خم کن تا درها وا بشن تا بگی نه . پشت کنکور می مونی
من می خوام مثل همه ساده زندگی کنم چادر موندنمو هرجا که خواستم بزنم
توی این دریا نمی خوام نهنگ کوری باشم پشت این درهای باغ علی کنکوری باشم
صدای زنجیر تو گوشم می خونه تو داری از قافله دور می مونی
سرتو خم کن تا درها وا بشن تا بگی نه ..................
ایرج جنتی عطایی
کافه کتاب
وقتی نیچه گریست
نوشته : اروین د . یالوم (انتشارات کاروان)
برنده مدال طلای باشگاه مشترک المنافع کالیفرنیا در زمینه رمان نویسی . تحسین شده منتقدان مجله واشنگتن پست و شیکاگو تریبون
پی نوشت :
من هیچ ندانم که مرا انکه سرشت از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی و لب کشت این هرسه مرا نقد تو را نسیه بهشت
(خیام)
کافه غزل
چند روز پیش دیوان کامل ناصرالدین شاه (شاه بابا) قاجار دستم رسید . وقتی اشعار این شاه شهید رو خوندم تازه فهمیدم که چرا امیر کبیر فقید در دوره قاجار خون گریست . بنده خدا بی خودی شاه شد اصلا این کاره نبوده. اگر از اول دنبال شاعری رفته بود شاید الان کمه کم یه کوچه بنامش بود .
گر خرابات مغان پهلوی میخانه نبود وین دل غمزده را مسکن و کاشانه نبود
خرد و عقل اگر ناصح و مشفق نشدی راه ریحانی ما ساغر و پیمانه نبود
گر گنه کار نباشد به جهان روز جزا از خداوند جهان عفو کریمانه نبود
در نظر بازی معشوق اگر جان بدهند گفت باید به جهان یکدل و دیوانه نبود
یارب از چیست که در محفل جانانه ما هیچ کس جز من دلسوخته بیگانه نبود
هیچ شیدا چو من خسته فراقت نکشید هیچ مرغی چو من افسرده و بی دانه نبود
یادداشت روی کاغذ بی خط
یه عروسک اوازه خون که متعلق به کسی نبود یه روز از پشت ویترین مغازه فرار کرد
از این کوچه به اون کوچه . دنبال یه همبازی می گشت تا براش اواز بخونه
اما فایده ای نداشت . مدتی بعد که دلش خیلی گرفته بود تصمیم گرفت یه قیمتی روی خودش بزاره
تا شاید کسی حاضر بشه بهایی براش بپردازه . برچسب خریدی به خودش وصل کرد
همه با تعجب به عروسک نگاه می کردن . انگار هرکسی می خواست برای اون قیمتی بپردازه
قیمت ها یکی پس از دیگری بالا رفت . سالها گذشت و اون عروسک هنوز کنار خیابون تنها
اهنگ غمگینی می خواند .
اگه یه روز همبازی عروسک اوازه خون بشی حتما بهتون خواهد گفت :...........!!!!!!
ولش کن. مهم نیست. حالا دیگه برای حرف زدن خیلی دیر شده
کافه دیالوگ
پسر : یه بار یه زن بی خانمان رو دیدم که از سرما یخ زده بود و بی جان افتاده بود کنار خیابون . بنظرم خیلی غمگین بوده . ازش فیلم گرفتم .
دختر : چرا ازش فیلم گرفتی ؟
پسر : وقتی همچین چیزی می بینی حس می کنی خدا اینطوری جلوت وایساده . فقط برای یه لحظه تو هم اگر دقت کنی می تونی ببینی .
دختر : چی رو ؟
پسر : زیبایی
زیبای امریکایی اثر سام مندس
او نیست
دلی که از بی کسی غمگین است ،
هر کسی را می تواند تحمل کند .
هیچ کس بد نیست .
دلی که در بی اویی مانده است،
برق هر نگاهي جانش را می خراشد .
لبخند ها زهر آگین ،
دهان ها حفره هاي وقيح آزار دهنده،
تسلیت ها خفقان آور،
لذت ها دروغ هایی فریبنده،
زیبا یی ها حیله های اغفال،
افق ها حصار های عبوس زندان،
درختان ، هر یک قامت دشنامی ،
ابر ها هر پاره سایه ی نفرینی ،
مهتاب سرد و آفتاب رسوایی
و روز ، برص گرفته ی وقیحی که او را
بر سر کوچه و بازار بيگانگان مي گرداند.
و شب ، گرگ آدم خواري که در پناهگاه درد مندش
او را مي جويد تا فرو بلعد .
و طبيعت نه ديگر هيچستاني سرد و گنگ
که دوزخي در گرفته از حريق و دريايي مواج از آتش هاي عذاب...
که هر چهره اي ، نگاهي ، طرح اندامي ، طنيني ، رنگي
در نگاه هاي او فرياد ميکشد که او نيست !
دکتر علي شريعتي
نگریستن
خورشید از سینه ی دریا سر زده است و من
در حالی که همه بودنم ،
تمام زندگی کردنم ،
به یک "نگریستن "مطلق بدل شده است ـ
و همچون شمع ـکه در "گریستن " خویش ،قطره قطره می میردـ
ذوب میشوم و محو می شوم و پایان می گیرم .
دکتر علی شریعتی
چشمه
ای چشمه اینجا درنگ مکن
می پوسی ، مرداب می شوی ، می آلایی.
جاری شو !
دشت های هموار را طی کن !
دره ها را سرازیر شو !
سر خود را به سنگها بزن ، بشکن ،
مایست ، پیش برو شلاق بخور ، هوا بخور !
رودی شو !
تو را اینجا نگاه نمی دارم .
تشنگی سالهایم را همچنان در این کویر نگاه میدارم .
از تو نمی آشامم تا کم نشوی ، تا ضعیف نشوی .
حوضچه ای ،مردابی ،آب راکدی نگردی .
سر به صحرا بگذار !
از خلوت این دشت مهراس !
آبا دی ها و روییدن ها در انتظار توست .
و من همچنان تشنه ،این جا می مانم .
دکتر علی شریعتی
اس ام اس عاشقانه ناب و زیبا
در فصل تگرگ عاشقت میمانم / با ریزش برگ عاشقت میمانم
هر چند تبر به ریشه ام میکوبی / تا لحظه مرگ عاشقت میمانم . . .
.
.
.
آسمان جای عجیبیست نمیدانستیم / عاشقی کار غریبیست نمیدانستیم
عمر مدیون نفس نیست نمیدانستیم / عشق کار همه کس نیست نمیدانستیم . . .
.
.
.
دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد
کسی را تحقیر مکن شاید محبوب خدا باشد
از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد
سر نماز اول وقت حاظر شو ، شاید آخرین دیدارت با خدا باشد در زمین . . .
.
.
.
این اس ام اس از کشور عشق ، شهر مهر ، محله مصفا ، پلاک محبت
طبقه رفاقت ،زنگ صداقت اومده تا بهت بگه دوستت دارم . . .
.
.
.
شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را
قلم گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این بار غم را . . .
.
.
.
تو طراوت باران ، تو سخاوت زمینی / تو کرانه های قلبم ، بهترین ، تو بهترینی . . .
.
.
.
آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون / تا که نامت میبرم از دیده آب آید برون . . .
.
.
.
تقصیر دلم نیست که در کنج دلم جا داری / خوشگلی ، با نمکی ، دو چشم زیبا داری . . .
.
.
.
یار با ماست ، چه حاجت که زیادت طلبیم . . .
.
.
.
احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم میرسد
نازنینم فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها . . .
.
.
.
اگر شورم سزا باشد ، اگر دردم دوا باشد / از این بدتر کجا باشد که دوست از دوست جدا باشد
.
.
.
دل تمنا میکند تا من بسازم خانه ای / عاشقان کی خانه داند ، دل مگر دیوانه ای ؟
.
.
.
سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت / سفری که بر نگشتم ، گم شدم توی نگاهت
.
.
.
زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد . . .
.
.
.
ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند
پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟
.
.
.
آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است / آن لحظه که دیده ات ز اشک خیس است
یاد آر که محتاج دعایت هستم . . .
.
.
.
در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
.
.
.
من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست . . .
.
.
.
قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را میخورند . . .
.
.
.
کبوترم ، لانه من بام تو است ، کجا روم ، مرغ دلم راه تو است
پادشه کشور عشقم ولی ، نگین انگشتری ام نام تو است . . .
اس ام اس و جوک سرکاری
تا حالا به مضلومیت زن جومونگ پی بردی ؟!
گوشت به این خوبی ، بهش میگن سویا!!!
.
.
.
شنیدم معروف شدی ! انقدر که یه شبکه ماهواره ای از زندگیت فیلم برداری کرده و پخش میکنه
اسم شبکه اش هم اینه
animals tv !!!
.
.
.
سلام خوبی ؟ خواستم بهت بگم دیگه رفتیم تو فصل تابستون ! بیماری وبا تو این فصل زیاد میشه
!!!کمتر با آفتابه آب بخور
.
.
.
به غضنفر میگن متاهلی یا مجرد ؟ میگه : به نام خدا ، کشاورزم!!!
.
.
.
یه شب ستاره آرزو ها از آسمون اومد پایین گفت : یه آرزو بکن
منم تو رو خواستم
گفت نمیشه
گفتم چرا ؟
گفت : ما تو جنس بنجل نیستیم
!!!
.
.
.
چ*وس چیست !؟ تلاش معصومانه گ*و*ز برای حفظ آبروی ک.... گشاد شما
اس ام اس و پیامک فلسفی و جملات قصار
اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد ، هر تکه چوبی ، مانع عظیمی
بر سر راهت خواهد شد . . .
.
.
.
آن که امروز را از دست میدهد فردا را نخواهد یافت ، هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست
.
.
.
هرگز به احساساتی که در اولین برخورد از کسی پیدا میکنید اعتماد نکنید . . .
.
.
.
هیچ وقت خودت را برای کسی شرح نده
کسی که تو را دوست داشته باشد نیازی به این کار ندارد
و کسی که تو را دوست ندارد آن را باور نخواهد کرد . . .
.
.
.
محبت همه چیز را شکست میدهد و خود شکست نمیخورد . . .
.
.
.
آن که میتواند انجام میدهد و آن که نمیتواند انتقاد میکند . . .
.
.
.
چنان باش که بتوانی به هر کس بگوئی ، مثل من رفتار کن . . .
.
.
.
بر زمین لجبازی پای مفشار که بد لغزنده است . . .
.
.
.
از اندیشه ها و آرزوهای دیگران ، برای موفقیت خود کمک بگیرید . . .
.
.
.
اگر هر روز راهت را عوض کنی ، هیچ وقت به مقصد نخواهی رسید . . .
.
.
.
درباره درخت بر اساس میوه هایش قضاوت میکنند ، نه برگ هایش . . .
.
.
.
وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جایی دیگر ، کار بیهوده ای است
.
.
.
سکوت سرشار از نگفته هاست و نا گفته ها پر بها ترین داشته هاست . . .
.
.
.
گاهی هدف خود ، سد دید آدمی است ، باید دور شد و آنگاه برگشت ،
چه درخشان هویداست . . .
.
.
.
وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش دوست واقعی باشد . . .
.
.
.
برای هر کس زمان معینی وجود دارد که قابل انتقال نیست . . .
سونی کارت حافظه 32 گیگابایتی روانه بازار می کند
شرکت سونی پرظرفیت ترین کارت حافظه خود با نام Pro-HG Duo HX را که 32 گیگابایت حجم دارد به بازار می فرستد.
به گزارش الکترونیستا، گفته می شود کارت حافظه Pro-HG Duo HX نسبت به کارت های قبلی سونی دوبرابر حجم بیشتری دارد و برای محصولاتی چون Alpha DSLR و دوربین های ضبط ویدیو سری HD سونی مناسب است زیرا قابلیت ذخیره سه ساعت و 75 دقیقه ضبط ویدیو را در یک کارت دارد.
کارت HX هر ثانیه می تواند 15 مگابایت را رایت کند و 20 مگابایت را بخواند و دارای کابل USB خواهد بود.
سونی درباره زمان دقیق عرضه و قیمت این کارت اطلاع دقیقی نداده و اعلام کرده که هیچ کدام از کارت های 4، 8 و 16 گیگابایتی جایگرین کارت HX نخواهد شد.
رایحه خوش Office 2010!
گزارش اختصاصی سریر سرویس - این روز ها غول نرم افزاری دنیا Microsoft به شدت مشغول عرضه محصولات خود است. پس از عرضه نسخه اولیه موتور جستجوی Bing و سیستم عامل Windows 7 حال نوبت دیگر عضو قدیمی این خانواده یعنی مجموعه نرم افزارهای اداری یا همان Microsoft Office است تا خودی نشان دهد.
شرکت Microsoft که بتازگی نسخه آزمایشی نرم افزار Office 2010 را جهت بررسی و آزمایش در اختیار همکاران خود قرار داده بود، در کنفرانس جهانی سالیانه خود ضمن نمایش تصاویر بسیاری از ویژگی های جدید Office 2010 اعلام کرد که نسخه نهایی این محصول در نیمه اول سال آینده در دسترس همگان قرار خواهد گرفت. لازم به ذکر است که بر اساس پیش بینی های صورت گرفته نسخه آزمایشی طی ماه آینده علاوه بر همکاران شرکت Microsoft، در دسترس عموم نیز قرار خواهد گرفت.
از ویژگی های اصلی مجموعه نرم افزار های اداری Microsoft، هماهنگی بهتر با سیستم عامل Windows 7، تکمیل واسط کاربری نرم افزارOutlook و همخوانی با مجموعه نرم افزارهای اداری کاربردی شرکت Microsoft می باشد.
مايكروسافت بازي رايانهيي بدون كنترل عرضه مي كند
يك بازي رايانه يي كه نيازي به كنترلهاي دستي ندارد و به كاربران امكان مي دهد با حركات اشاره به هدايت بازي بپردازند قرار است از سوي مايكروسافت عرضه شود.
اين سيستم سرگرمي جديد كه از فنآوري دوربين سه بعدي استفاده ميكند به كاربران امكان ميدهد تنها با حركت اشاره، يك خودروي مجازي را برانند يا فوتبال رايانه يي بازي كنند؛ در اين سيستم يك تفنگ تنها با كشيدن ماشه خيالي شليك مي كند و يك هواپيماي جنگي تنها با نگه داشتن جوي استيك نامرئي به پرواز درمي آيد.
سيستم سرگرمي مايكروسافت از نور مادون قرمز براي كنترل حركت كاربران در فضاي سه بعدي استفاده مي كند و براي رقابت با دستگاه Wii نينتندو طرح شده كه بازيهاي رايانه يي را با استفاده از حركات بازيكنان براي كنترل بازي، متحول كرده است.
انتظار ميرود اين سيستم ماه آينده در كنفرانس بازي ويديويي E3 در لس آنجلس به نمايش درآيد.
